هر روز که می گذرد اخبار غم انگیزی از جامعه ی متمدن بشر امروزی که دامنه ی تمدنش حتی کرات دیگررا نیز فراگرفته است به گوش می رسد ، دیده می شود ، و ذهن خلاق انسانی را که فطری به دنبال خوبی و زیبایی است به بازی گرفته است .
به راستی سردمداران دنیای امروز به چه حال آمده اند ؟ چرا اندکی و حتی اندکی به فکر موکلانشان - که به سادگی به آنان اطمینان کرده !!!!!! و مثلا با انتخاب آنان رفاه طلبی و آسایش طلبیشان را به آنها داده اند - نیستند؟؟؟ بشر ذاتا به دنبال نیکی هاست ! بشر همان است که خدا در وی از روح خود دمیده است ! بشر همان است که از ازل خدا او را بالاترین خلقت خود دانسته و به خود بارک الله گفته است! مگر نه چنین است ؟ کدامین حاکم امروزی جهان به فکر افرادی است که شب ها در گوشه ی خیابان می خوابند؟ کدام رهبر در این دنیای پهناوری که شب و روزش 24 ساعت به طول می انجامد اندکی به خود اجازه می دهد ساعتی با مردم درد دل کند فارغ از هیاهوهای سیاسیش؟ کدام رئیس جمهور خود را مدیون تمام مردم جهان می داند و نه قسمتی ولو اندک از آنان؟ به راستی چرا بر سر بشری که خدا به او وعده ی جانشینی خود داده است چنین آمده است ؟جز این است که تمام رهبران دنیا مایه ی دلتنگی و یاس و نومیدی فرزندان خسته و دلشکسته ی وطنشان گردیده اند؟ کدام رهبر درد و رنج های کارگرانی را - که از صبح تا شب زجر می کشند و با هزاران امیدو آرزو در کارخانه ها ، ساخت و ساز برج ها وآپارتمان ها ، جاده ها ، معادن و هزاران جای دیگری که سختی کارشان جان آدمی را به سخره گرفته است ؛ - می فهمد ؟ هر روز در گوشه و کنار دنیا جنگ ، خونریزی ، کثافت کاری سران سیاسی ، خرید و فروش های کلان مواد مخدر و سلاح ، قاچاق انسان ها برای برده داری ( آن هم در نظم نوین جهانی ) و البته همه اینها به نفع ابرانسان هایی که خود را حامی بشر ، مدافع آزادی ، دوستدار خدا ، تنهاترین مدافعان انسانیت و کرامت انسانی می دانند .
معدود آدمیان بزرگوار و آزاده ای هم هستند که به جایگاهی می رسند اما ایشان را هم با هزار خدعه و مکر و فریب و دغل از راه اصلی منحرف می سازند و با هزاران حصار لیزری ، آهنین ، دیوارهایی از جنس های مختلف فکری گرفته تا بتون های چند متری از مردمی که شوقی جز رسیدن به خواسته های به حقشان ندارند جدا می کنند و کاری می کنند که کوچکترین صدای اعتراضی به گوش نرسد. یگانه دادورز عالم هستی بیناست و شنواست و ذره ذره اعمال ما را یادداشت می کند ، هیچ می دانید؟
نزدیک به هفت میلیارد انسان بر روی کره خاکی زندگی می کنند . هیچ می دانید احدی از آنها گناهکار ، مجرم ، خونریز و مزدور به دنیا نیامده اند ؟ جز این است تمام آنها در سایه ی حکومت های خود به جایگاه های خوب و بدشان می رسند ؟ ما یاد گرفته ایم که استثناهای عالم هستی را همواره به عنوان سپر بلای خود علم کنیم و بگوییم بقیه ی مردم حتی اگر 99 درصد هم باشند می توانستند مثل آن یک درصد باشند! به عناوین مختلف از مردم بهره کشی می شود : از معنوی تا مادی اما کو آن کسی که مرد باشد و مردانه بگوید هر کسی شخصیتی دارد و هر انسانی انسانیتی ! کو آن خردمند دانایی که در سیاست دخیل باشد و تنها به فکر نابود کردن مخالفان خود نباشد !
احزاب سیاسی در کل جهان ؛ آموخته اند که تا به سرمنزل مقصودشان - که همان قدرت پوچ زمینی است - از جان و مال و ناموس مردم بی پناه و آواره و سرگردان در وادی های مختلف محنت و سردرگمی ، مایه بگذارند و آن زمان که کلاه پادشاهی بر سرشان گذاشتند ؛ آری آن زمان است که قانون وارد عمل می شود و به حکم همین قوانین است که آنگاه همه معترض به ناحق ، همه مخالف ، همه بی خبر از مسائل روز ، همه بی سواد و عامی و ... می شوند ؛ کارگر حق دارد ، آری حق دارد منتهی تا زمانی که من به جایگاهی برسم ، آن زمان دیگر موی دماغ من است . باید کار کند تا نان در بیاورد مگر حکومت و سیاست می تواند بیاید و نان زن وبچه اش را بدهد ؟
اصلا چه ربطی دارد ؟ کارفرما حقش را می خورد ؟! خوب برود شکایت !!!!!! کند ! سیاست به او حقش را می دهد!!!!!!!
کدام قانون حقش را می دهد همان قانونی که از معدودی سیاستمدار تربیت شده بهره می برد. و یا به قول صحیح تر همان قانونی که نان سیاستمداران را می دهد. کدام سیاستمدار امروزی شب گرسته سر بر بالین می گذارد و شکم گرسنه خبر دارد؟ کدامشان از بستگان خودشان به خاطر خدا و خلق الله می گذرند؟ کدامشان حاضر است فرزندش در مدرسه ای معمولی - مثل همه ی آدمهای عامی !!!! هیچ ندان و کج فهم و بی سواد که بویی از تمدن نبرده اند !!!!!!!! - کسب دانش کند ، آن هم بدون هیچگونه آزمایشگاهی - بدون هیچگونه امکاناتی حتی آب آشامیدنی و تمیز! کدام یک از ایشان حاضر است فرزندش در دستشویی ای قضای حاجت کند که معمولی ها و عامی ها می کنند!!!! ؟؟؟ تمام کار و بار همه ی سیاستمداران امروز ی پوچ است و بس ! چون هیچ حقی را رعایت نمی کنند .
البته اشراف زادگان و سرها و لرها کنت ها و آقازاده ها و ... این ها از جهانی دیگر به این جهان آمده اند و لابد برای حکومت بر ما تربیت می شوند . ما نجیب زاده نیستیم که به گرد پای آن ها هم برسیم!
تمام سیاست پیشه گان دنیا خوب می دانند که اگر دنیا براین مدار بی عدالتی نچرخد هیچگاه نخواهند توانست بر ما حکومت کنند !
تازه جالب تر اینکه ما بعد این همه بدبختی و فلاکت باید از تمام دنیا آماده باش بگیریم ( همین قوم فلک زده و بی همه چیزو عامی را می گویم) و گوش به فرمان باشیم تا بتوانیم سربازان جنگجوی شجاع ، غیور ، میهن پرست و مدافع آزادی و انسانیت و کرامت و ناموس و ... لقب بگیریم و در راه این ها هم کشته شویم ... آری به همین سادگی !
امید دارم خدا گوش هایشان را شنوا ف چشم هایشان را بینا ، دلهایشان را پر از محبت و اندیشه هایشان را مایه ی آسایش انسان ها قراردهد.
غرضی در بین نبود ، فقط گله ای بود بر گرفته از دل پر آشوبم !
غرضی در بین نبود، فقط شکوه ای بود از درون پر ملالم!
غرضی در بین نبود ، فقط یاد واره ای بود از زمان دلتنگی دل تنگان عالم!
غرضی در بین نبود ، فقط سر بالین گذاشتنی و اشک ریختنی و فکر همهمه ای در ذهن پرتلاطمم!
یا حق!
از جمعی پرسیدند چه کسی می داند هنگام مرگش کی فرا می رسد ؟
احدی جوابی نداد ! یکی از میان جمعیت دستش را بالا برد ! همه حیران و متعجب مانده و شروع به سرزنش کردند که تو از کجا می دانی کی خواهی مرد؟ اما او در جواب گفت مگه دست بالا کردم یعنی می دانم ؟؟؟ منظور من این بود که فقط خدا می داند چه کسی کی می میرد...
بله حکایت آدمای این روزگاره ! همه چیز رو در این می بینن که چشمشون می بینه فارغ از اینکه غیر از دیدنی های چشمی دیدنی های عقلی هم هستند که خودشون از اونا خبر ندارن و به اشتباه مردم رو متهم به هر ندانستنی می کنند.
| .::مطالب پيشين::. |