تبليغاتX
یادداشت های من
تراوشات یک ذهن خسته و خاموش!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 18:2  توسط ی - ف  | 

سلام

سال نو مبارک !

همین؛ به همین سادگی !

یه لحظه خیال کردم وارد ماه دوم بهار شدیم اما نه ، هنوز در گیرودار فروردینیم انگار من فکر کردم بعد از دوسال به جای ساعت ماه ها رو یک ماه بردن جلو!!

این تغییر ساعت میگن خوبه ، برخی هم می گن بده من جمله آقای رئیس جمهور !! و به پیروی از ایشان دولت محترم! با این وصف به نظر من این کار ارزش اینو نداشت که سیاسی بشه یا به قولی صحیح تر سیاست زدگی رو این هم تاثیر بذاره ! حتماً جلو - عقب کشیدن ساعت هم وزن بوده که در سطح کلان می گن خوب یا بده ! پس خدایی به ما مردم بخت برگشته چه می رسه این وسط!؟ جز اینکه سر یک موضوعی که قول می دم بین خودشون حل شده ، بیایم اظهار نظر !!!!! کنیم! خلاصه سر این مسئله کوچک کلی سرمون کلاه می ره هر سال !!!!

درماندگی از زندگی روزمره خاصیت بی خاصیت من شده ! گرچه مسائل مثبت زیادی این وسط برای من اتفاق افتاده که تاثیر روانی مثبتشون هم کم نبوده ولی هنوز هم درمانده و مستاصل از گذران یک روز سالم در میان روزهای زندگی ام هستم ! شاید تقصیر خودمه ! شاید زیادی می خوام ! شاید تنبلم ! شاید بی هنرم! شاید هیچ دلیلی برای درست زندگی کردن من نیست!!! شاید من اگه خوب زندگی کنم از اسرائیلی ها و از آمریکایی ها یاد می گیرم برقصم ! شاید و شاید و شاید و هزاران شاید دیگر! به همین راحتی مسئله باز می شه ، به همین راحتی کار به جایی می کشه که یه آدم گنده که معلوم نیست چکاره س می گه برای من یک مرغ کوچک بخر!!! به همین راحتی و سادگی یک نفر می یاد بیمارستان اما بعد از دوهفته مسئولین بیمارستان اونو بانداژ نمی کنن چون می خواد بمیره ! چون مردنیه و حتماً خواهد مرد اما دوهفته باید همونجوری بمونه! آره خیلی آسونه !!! به راحتی و به سادگی یه لیوان آب خوردن می شه زندگی دیگران رو گرفت یا بهشون زندگی دوباره بخشید! همه دنیا ساده س ، همه زندگی ها هم ساده س! همه آدم ها هم ساده ن !

ما سخت کردیم و سخت می گیریم !

وقتی نوبت خودمون می شه از همه سخت گیرتریم اما انتظارمون از دیگران اینه که ساده باشن و ساده بگیرن و به ما اجازه بدن! بدون اینکه برای کسی حق اجازه قائل باشیم !

خودم هم موندم چی گفتم اما خیلی ساده س بخونین فقط ! بهش فکرکنین !!!

راستش اینه که تو دنیای امروز هیچ کی به فکر کسی دیگه ای نیست ! دنیا اصلا عوضیه ، به قول مرد هزارچهره اصلا به نظر من کل دنیا اشتباهیه !!!!

من اشتباهی شدم ، اشتباهی !!! حداقل خودمو می دونم که اشتباهی اومدم تو این دنیا! من قادر به زندگی کردن در میان گله گرگ ها نیستم ! واقعاً هم نیستم ! همین ، غرض همین بود! چرا من باید جایی باشم که نباید باشم!؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 17:47  توسط ی - ف  | 

 
.::مطالب پيشين::.
چه كساني موفقند؟(برگرفته از آفتاب یزد)::
برای ... آغازسال کشته شدن کودکان غزه::
::
ایران زیبا یا ایرانیان زشت !::
-----/////------::
دنیا با وفا!!!!::
دلتنگی ::
دیدن و ندیدن دانستن و ندانستن::
طبیعت زیبای کوهستانی ایران::
بهار باینگان ::
Code And Design By : MKHRI.BLOGFA.COM