تبليغاتX
یادداشت های من
تراوشات یک ذهن خسته و خاموش!

به رسم دلتنگی هایمان سلام!

به امید پنداری نیک به رسم دلتنگی هایمان به آغوش نوشتارهایمان می پناهیم!

آنجاست که دل آرام می گیرد و بیت های صفر و یک کامپیوتری با روشن و خاموش شدنشان ته دل های پر از همه چی ما را به نمود می کشند! یاد گرفته ام گاه گاهی به اینجا بیایم و سری بزنم ‌‌قبلاْ دلی پرامید داشتم با هزاران آرزو که هر کدام به سمت و سویی می کشاندم اما روز به روز از آن امیدها و آرزوها کم و کمتر می شود و به عوض بر بیم هایم افزوده ! شاید تنها عامل رهایی من از زندان بیم ها و دغدغه های داشته و نداشته (توهمات و خیالات نفرت انگیز) در حال حاضر بودن یک فرشته است که وجودش را به خوبی در کنارم حس می کنم اما آن هم فعلاْ با همه بودنش یک توهم نیک است و دوست داشتنی ! شاید خرده گیری به من جایز باشد که زیاد بدبینم اما وقایع را که می بینم خوب می فهمم آنها که نیک می اندیشند در این جهان بی در و پیکر و بی صاحب !!! هیچ جایگاهی ندارند و همواره باید با شیاطین و اهریمنان در ستیز باشند تا بلکه بتوانند نانی هر چند خشکیده و بیات با دستان لرزانشان در دهن بی دندان خود بگذارند و اینگونه زنده ماندن را تجربه کنند!!

کودکی بود تنها و گریان ! سر در سینه مادرش فرو می برد شیری می خورد و می آرامید ! باز هم تنها بود کسی در کنارش نبود ! مادر هر از گاهی به او سری می زد و بر بالینش ترانه هایی می خواند ! کم کم بزرگ شد به تعقل رسید از مادر جدا شد با همگان بودن را آموخت ! به فکر افتاد که باید خود باشد از دیگران سر تر دید خود را ! تلاش کرد با خوبی و بدی به هر در و پیکری زد تا از همه بالاتر باشد ! اما ... همان هنگام وقتی از بالا زیر پا افتادگانش را می دید به نظرش آمد خودش را هم ببیند در تصوراتش به خود نیم نگاهی انداخت ! تعجب می کرد خودش همان بود که در راه رسیدن به "خودش " به نفی آن پرداخته بود!!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:9  توسط ی - ف  | 

 
.::مطالب پيشين::.
چه كساني موفقند؟(برگرفته از آفتاب یزد)::
برای ... آغازسال کشته شدن کودکان غزه::
::
ایران زیبا یا ایرانیان زشت !::
-----/////------::
دنیا با وفا!!!!::
دلتنگی ::
دیدن و ندیدن دانستن و ندانستن::
طبیعت زیبای کوهستانی ایران::
بهار باینگان ::
Code And Design By : MKHRI.BLOGFA.COM