آدم خلق شد برای عبادت و بندگی خدا ، همه فرشتگان به امر خدا به سجده در آمدند غیر از ابلیس!
هر چند این فرشته مغضوب می دانست که سجده نکردن بر اشرف مخلوقات برایش گران می شود اما انگار او همچنین می دانست که با رد این امرحق عنوانی را به دست خواهد آورد که هیچگاه انسان (درمعنای عام) نیز به آن دست نخواهد یافت و آن چیزی نبود جز کرنش فقط و فقط در مقابل یزدان یکتا!
آری ما انسانیم اشرف مخلوقات ، مسجود کائنات و ملائک ، پروردگار ما راآفرید برای بندگی و عبادت و جانشینی اش بر زمین ؛ همه موجودات را نیز در اختیار انسان قرار داد که جز برای او در مقابل کسی سر تعظیم فرود نیاوریم ، همه ی آمال ما در رسیدن به وعده ی الهی است جهانی پراز عدل ، جهانی پر از زیبایی اعمال روح خدایی آدمی ! اما صد حیف که نیست و نمانده است ! کجاست ؟ خدا داند! کی به آن می رسیم؟ آیا پیشرفت یعنی فراموشی همه جوانب انسانی !؟
بسیاری از جاها که می روی جنگ است و کفر است و فقر است و ...
شاید آدمی جنگ را در این می بینند که سپاهی تحت فرماندهی یک کشور یا یک نفر به جایی حمله کند !
غافل از اینکه جنگ واقعی در وجود خودش است ! جنگ یعنی نادیده گرفتن کرامت انسانها یعنی نابودی و فنای روح بشری! هرجا نابود شد ، هرجا فنا شد ، هر جا به یغما رفت جنگ است! جنگ یعنی فقر ، در تمام نقاط عالم !
آرزوهای کودکان ... زیبایی های ذهنی قشنگی که افراد خیرخواه در تصورشان دارند و به امید آن رویاها به استخدام سازمان هایی تحت همین عناوین در می آیند اما گاهی همه ی اینها سرابی بیش نیست ! کسی هم جوابگو نیست !
داشتن سرپناهی برای زندگی ، عشقی مستدام ، زندگی با احساس کسب لذت ، کجاست؟
سراب در راه فراوان است
صحرا چه ظالمانه به چشمان ما می تازد
بین صفا و مروه کی زمزم ی می جوشد
هاجر چشمانش اشکین است و خسته
اسماعیل می گرید
اما خدا، خدایی می کند
زمزم خواهد جوشید و اسماعیل و هاجر سیراب خواهند شد
مگر ندیده ای شکوفه های گیلاس را
چگونه برف مانند بر سینه مامشان خودنمایی می کنند
خدا خدایی می کند!!
شیرین فراز کرمانشاه به لیگ برتر صعود کرد این تیم که در اولین سال حضور خود در لیگ دسته یک موفق شده بود در بازی رفت تراکتورسازی را ببرد در کرمانشاه نیز با حمایت تماشاگران خود توانست ضمن تکرار نتیجه دیدار رفت(2-1)و در مجموع با نتیجه (4-2) به این مهم دست پیدا کند. اما حاشیه های بازی جالب بود ، بلافاصله پس از پایان دیدار دو تیم تماشاگران شیرین فراز به خیابان های اصلی شهر ریختند و با شادمانی در این موفقیت بزرگ سهیم شدند. با این همه تعدادی نیز به هوچی گری دست زدند و با پرتاب سنگ و گوجه فرنگی موجبات آزار و اذیت شهروندان را فراهم کردند که می شود آن را ناشی از عدم تسلط بر نفس خود آنها برشمرد و برخلاف بسیاری که معمولا این گناهان را بر گردن خانواده های آنها می گذارند بنده معتقدم این افراد فقط بر حسب اتفاق و به خاطر جوی که دامنگیر آنان می شود در آن لحظات کنترل احساسات خود را از دست داده و ضمن اینکه کاملا حواسشان جمع است که مرتکب جرم بزرگی نشوند دست به این حرکت زشت می زنند که امید داریم با ارائه روش های صحیح شادی و همچنین تلاش دست اندرکاران فرهنگی و انتظامی برای ایام آتی شاهد تکرار چنین صحنه های زننده ای نباشیم. به امید موفقیت تیم فوتبال شیرین فراز در لیگ برتر و صعود به قله های افتخارفوتبال کشور.
دوستی گرانقدر نقل می کرد در اوایل سالهای دهه هفتاد یکی از اساتیدو اندیشمندان هموطن که نام و آوازه ی علمی اش در جهان زبانزد بوده و طبق معمول در داخل کشور کسی ایشان را نمی شناخته !!! قصد دیار غربت کرده و هیچ کس هم مانع رفتن ایشان نشده ؛ گویا زمانی که ایشان و همسرشان قصد خروج از کشور داشته اند ، یکی از نیروهای مستقر در فرودگاه به دستبند همسرشان نگاه کرده و با لحن محکمی فرموده اند:!!! خانم محترم این طلایی که شما دارید با خود می برید خلاف مقررات است و شما به نوعی دارید از کشور ارز خارج می کنید ، فکر می کنید جواب را چگونه داده اند؟
دوست ما گفت : خانم با نیم نگاهی به مامور دستبند خود را درآورده و تا آنجا که توان داشته آن را در داخل سالن فرودگاه پرتاب کرده و گفته هر کسی که آن را بردارد مال خودش!!
نمی دانم واقعا چرا کسی نبود بگوید خانم محترم ، همسر شما مروارید گرانبهای علمی این مملکت است از ایشان خواهش کنید بماند ولی همه النگو و دستبند و طلا و جواهرات ایشان را دیده اند!!!!
سخن کوتاه گوی و گزیده گوی ...
هر هفته در شهرهای مختلف دنیا مسابقات فوتبال با جذابیت های فوق العاده ی خود برگزار می شوند.
بسیاری از مردم کشور های انگلستان و برزیل بیشتر وقت ورزشی خود را صرف این ورزش مفرح و شادی آور می کنند که دارای تمام فاکتورهای یک ورزش کامل است ؛ در کشور ما شاید به نظر بیاید که فوتبال نسبت به رشته های دیگر دارای تماشاگر بیشتری شده است و در حقیقت هم همین گونه است ، کشتی را ورزش ملی می پندارند و تعداد زیادی از مسئولین این رشته ی تن به تن بر آنند که با گرفتن مدال های رنگارنگ در مسابقات مختلف جهانی و بین المللی جایگاه شاید بشود گفت کمرنگ تر از گذشته اش را احیا کنند و امیدواریم بتوانند این کار را بکنند ؛ با این همه فوتبال در دنیای مدرن امروز تنها ورزشی است که شاید بشود گفت تمام هیجانات انسان را تخلیه می کند و او را فارغ از اینکه حرفه ای هست یا نیست به سوی خود می کشد . پر مسلم است اکثریت قریب به اتفاق مردم از هر سن و سالی که باشند و با هرجنسیتی سعی می کنند ورزش هایی را که درآن از توپ استفاده می شود بیشترو بهتر بشناسند و در این میان فوتبال با زندگی آنها عجین شده است ؛ هیاهویی به دنبال یک توپ که پر از باد است .
فوتبال زندگی شده است ؛ چه در دنیای حرفه ای که فوتبالیست ها به قول معروف عامه پول پارو می کنند و چه در دنیای عامیانه ی مردم کوچه بازار. می دانیم که از کارایی های این ورزش پر از جنجال، تاثیر گذاری بر روی جنبه های مختلف زندگی از سیاست گرفته تا فرهنگ و اخلاق می باشد و در این میان فوتبالیست ها به عنوان سفیران صلح ، زندگی ، فرهنگ و ... عمل می کنند . حتی تماشای فوتبال نیز به نوعی تخلیه ی هیجانات روحی روانی فرد محسوب می شود چه برد یا باخت تیم مورد علاقه ی شخص گاهی بر روی زندگی چند ساعت آینده و حتی در برخی تا چند روز آینده بعد از مسابقه موثر می باشد و باعث بالابردن و یا به صورت جنبه ی منفی آن افت بازدهی فرد در انجام امور محوله می شود.
با این همه فوتبال امروزه زندگی است عین یک زندگی در نود دقیقه تمام جرائم فوتبالی در زندگی پر از افت و خیز ما حضور پررنگ دارند و کاش بودند کسانی که به عنوان داور و بدون اغراض با کارت های زردشان ما را جریمه کنند تا تکرار نکنیم و خدایی ناکرده داور هستی ما را با کارت قرمز جریمه نکند . دنیای ما پراز تکل و خطاو گل و پیروزی و شکست است ، یک تیم فوتبال با حفظ تیم بودنش و انسجامش می تواند موفق باشد ، بیاییم ما هم با حفظ انسجام و اتحاد های استراتژیک همواره به کج خلقی های زندگی گل بزنیم و به این فکر کنیم که واقعا چرا اینهمه به فوتبال بها داده شده است ؟ جز برای القا اتحاد و انسجام در ما ؟؟ یادمان باشد حتی اگر کسانی قبول هم نداشته باشند ما باید از خودمان شروع کنیم و به نام گذاری سال 86 توسط مدیران ارشد کشور با دیدی بسیار آگاهانه بنگریم و بدانیم که ما مسئول خودمانیم نه دیگران ، حتی اگر قبولمان نداشته باشند. اصل همیشه عام است. و خوبی برای همه ی ما خوب است .
| .::مطالب پيشين::. |