روز شمار زندگی ما عجب می گذرد دنیا چه بی وفاست یا للعجب .
امروز بیست و هشتمین روز سال 86 است ؛ چه زود 28 روز از سال گذشت .
هفته گذشته اواخر بامداد جمعه پدر یکی از دوستان عزیزم که از فراق دوست به تنگ آمده بود کوچ کرد و یار گرانسنگ ما را در وداع بابا داغدار کرد ، اما این داغ فقط برای خانواده اش نبود ابرهای پراشک بهاری هر آنچه داشتند و نداشتند بی صدا ، حقا که از جان اشک ریختند و گریه کردند که باشد دنیا بداند هنوزم هستند مردانی که آسمان و زمین هم برایشان می گرید ، جالب و دوست داشتنی بود اشک آسمان در آمده بود و زمین هم همه اش را به نمایش گذارد تا بدانیم که آری ، مردان خدا و قتی رفتند نیازی به اشک ما ندارند. علی الخصوص روز جمعه هم باشدو بروی ! خدایش رحمت کناد!
این بیت شعر قشنگه داشته باشین :
الهی تو آنی که توانی به آنی جهانی را ته استکانی تپانی!
اگر احیاناً اشتباه نوشتم و کسی اصلش را می داند لطفش را شامل حال من کند و برایم تو قسمت نظرات بگذارد.
با تشکر!




همه جا رو در و دیوار نوشتن تحریم کالای خارجی جواب تحریم آمریکایی!
حالا به موردی که برای خودم اتفاق افتاد فکر کنید:
یه بیمار درمانده که دیسک کمر داره وقتی می ره پیش یه پزشک بهش می گه آقا کمربند طبی ببند اونم از نوع آمریکاییش! خداییش شما باشین سلامتی می خواین یا حمایت از کالای ایرانی؟؟




امیدوارم بتوانم عکس های قشنگی از بهار آپلود کنم.
سال نو ، بهار ، زیبایی ، سرسبزی و شادابی و طراوت باغ و بوستان ! قشنگه ! شورانگیزه ، پراز لطافت و صفا ، پراز مهر و محبت و دلدادگی، بهار یه سال دیگه آغاز شده یه زمستون دیگه تموم شده رنگ زمین و آسمان و درخت عوض شده چهره طبیعت سبز شده ، شاید تمام انسان های دنیا منتظر بهارن که بیاد و اونا هم با اومدن بهار خودشونو نو کنن یه جورایی پوست بندازن که ایشاالله این سال نویی دیگه عوض بشن و مثل سابق نمونن!
آشنای عزیز ، دوست غریب ! بهار برای همه اومد اما برای من رخت بربست! خدا می دونه که داشتم زندگیمو از نو می ساختم ، داشتم به نوعی دلتنگی هامو با یه عشق پاک می کردم اما دنیا و آدمای بی وفاش اینقد سنگدلن که طاقت حتی یک لحظه راحتی منو ندارن ! زمانی کورسویی از سوی نور یک ستاره ی دوردست به چشمان من رسید به آن کورسوی امیدها بستم و آمال ساختم.
اما دریغ از محبت چرخ و گرداننده ی چرخ !
به یک باره امیدها به یاس مبدل شد و من برای همیشه داشتم به خودم می قبولاندم که ستاره خاموش شده است آری تک ستاره ی زندگی من خاموش شده است . بارها با خودم این جمله را مرور کردم ! آری خاموش شده است! به این امید که بتوانم از نو خودم و زندگی ام را بسازم! داشتم می ساختم اما ندانسته بودم که زیر خاکستر ستاره های خاموش شده آتشی دیگر برپاست که مرا هم دوباره به کام خود می کشاند! زندگی خیلی پست تر از آن است که ما قشنگ بنامیمش . خیلی ناامید کننده تر از آن است که به آن دل ببندی! به یاد شهریار شاعر شیرین سخن آذری می افتم ! که چه ها در وصف عشق ناکامش نسرود!
تابعد!
با عرض سلام و تبریک سال 1386 ، آرزوی سال پر بار و شادی رو برای همه ی دوستای گل خودم دارم ،امیدوارم سالی باشه که همه به خواسته ها و آمال قشنگشون برسن . ![]()
![]()
![]()
شرمنده از اینکه به علت مسافرت نتونستم چند روز گذشته رو آپ کنم ؛ از دوستان گلی هم که با نظر یا بدون نظر لطف می کنن به من سرسری می زنن ممنون و سپاسگزارم ، امیدوارم این دفعه که زحمت می کشین یه کوچولو فقط یه کوچولو نظر بدین ! فراموش نکنین.
یه مطلب که ذهن منو مشغول کرده اینه ؛ عین جملات یک پلاکارد که دم در ورودی مسجدی نصب شده بود:
((ضمن تبریک سال نو به اطلاع میهمانان محترم نوروزی می رساند که این مسجد در ایام تعطیلات نوروزی جهت انجام فرایض دینی باز می باشد))!
من که نتونستم بفهمم معنی و مفهوم این پلاکاردکه توسط متولیان مسجد نصب شده چیه ؟؟ مگه هدف اصلی مسجد جز برای انجام فرایض دینی چیه ؟؟ شما می دونین؟![]()
![]()
| .::مطالب پيشين::. |